تسلیمه نسرین، تسلیم ناپذیر
نوشته: مارک ابلی، ترجمه: لورکا
The Toronto Star
خبر کوتاهی در اخبار هفتۀ قبل بود. بسیاری از روزنامه های کانادا به آن نپرداخته بودند.
اگر چند سال قبل تسلیمه نسرین را ملاقات نکرده بودم، شاید توجه مرا هم به خود جلب نمی کرد.
این خبر از حیدرآباد به نشر رسیده بود، شهری در هند. خبر مربوط به چاپ یک کتاب بود. شما حتماً فکر می کنید که: "فرقی نمی کند که در صفحۀ اول نیامده است". اما نسرین مؤلف عادی نیست و این یک خبر عادی نبود.
نسرین اکثراً به زبان بنگالی می نویسد که زبان اصلی بنگلادیش است. بیش از یک دهه است که این پزشک، فعال و نویسنده در کشور خود قادر به زندگی کردن نیست. او سال ها را در اروپا زندگی کرد و اکنون در هند به سر می برد.
پافشاری او بر حقوق زنان و مقاومت در برابر قانون شریعت او را به خار چشم بنیادگرایان مبدل نموده است. او از 1993 بدینسو بارها مورد تهدید قرار گرفته است. امسال، یک حزب افراطی اسلامی در هند جایزۀ 500000 کلداری (13000 دالر کانادایی) را به خاطر کشتن او تعیین نموده است.
من نسرین را در مونتریال ملاقات نمودم. باید ممنون گروه حقوق بشر بنام "ده لیگ دی درویتس ای لیبرتی" باشم. او در دفاع از جامعۀ سکیولر سخنرانی می کرد: "اگر زنان خواهان آزادی اند، باید موانع مذهب و پاتریارکی (پدر سالاری) را عبور نمایند. آنان باید این فکر را که این سرنوشت شان است که بردۀ مردان باشند، در خود بکشند. آنان باید چنان همتی را در خود پیدا کنند که قید و بندها را بشکنند."
همت چیزی است که نسرین از آن بهرۀ فراوان برده است. او در آن ملاقات به من گفت: "در کشورهای مسیحی، مردم هر چیزی را که دل شان باشد، علیه مسیحیت گفته می توانند، چرا باید در جوامع اسلامی، مردم این حق را نداشته باشند که اسلام را به باد انتقاد بگیرند؟ اگر مذهبی به زن به عنوان برده نگاه می کند، من آن مذهب را پذیرفته نمی توانم."
نسرین در مبارزه اش تردیدی ندارد. او در مورد حقیقت همانطوری که می بیند، صحبت می کند. و همانطوری که خبری از حیدرآباد مرا به یادش انداخت، او بهای سنگینی بخاطر رک و راستگویی اش می پردازد.
نسرین می خواست محفل نسخۀ زبان تیلوگوی ناول خود را برگزار نماید که گروهی از اوباشان به کلب خبرنگاران، جایی که قرار بود این محفل برگزار شود، هجوم بردند و او را مورد اهانت قرار دادند. یکی از آنان -اکبرالدین اویسی، عضو منتخب پارلمان اندرا پردیش- شخصاً او را تهدید به مرگ نمود.
بعد از چند روز، پولیس محلی شکایتنامه ای را علیه آن شخص درج نمود. آنان قبل از آن، شکایتنامه ای را علیه نسرین مبنی بر ایجاد دشمنی بین گروه های مختلف، درج نموده بودند. آنان به دستور اکبرالدین اویسی که نوشته های نسرین را "جریحه دار نمودن مؤمنان" عنوان نموده است، به این کار دست زده بودند.
در برخی حالات، آزادی خواهان غربی باید ثابت قدم عمل نمایند. درین هیچ شکی نیست که تجاوز امریکا به عراق یک قساوت بود، بدون شک اقلیت های مسلمان از بوسنیا گرفته تا چین از مظالم دردآور رنج می برند، بدون شک با فلسطینی ها برخورد نادرست و ظالمانه می شود، بدون شک اکثریت مسلمانان خواهان زندگی امن اند، اما ما آزادیخواهان باید چیزی را که برای ما حیاتی است، نشاندهی کنیم، ارزش هایی که برای ما مقدس است، باید آن را اعلام نماییم.
برای من، آزادی بیان مقدس است. برای من یک کتابخانه به اندازه ای مقدس است که یک مسجد و یک کلیسا است. من از هر آن کسی نفرت دارم که با توجیه احساسات مذهبی، دیگران را تهدید به مرگ نماید. همچنان من از هر آن کسی نفرت دارم که در برابر تهدیدات علیه تسلیمه نسرین خاموشی اختیار می نماید.
امتیاز شما به این مطلب