[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  عشق و آزادی
سیاسی، اجتماعی، فرهنگی

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:100
دیروز:227
این ماه:699
امسال:17832
کل بازیدها:73514

کل پستها:139
کل لینکها:26
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:1
 

لوگوهای وبلاگ

جهان سرمایه باید نابود شود

 

طراح قالب


 
طویله خانه یا خانۀ گرگان و درندگان؟
[سیاسی]

"طویله خانه" یا خانۀ گرگان و درندگان؟

طویله چیست؟ در فرهنگ ها آمده است، که طویله جایی است که در آن حیوانات اهلی از قبیل بز، گوسفند، گاو، خر و اسپ نگاهداری می شود، نه حیوانات وحشی و درنده از قبیل گرگ، پلنگ، کفتار، شغال، شیر وغیره.

برگردیم بر سر اصل قضیه. تلویزیون طلوع در برنامۀ زنگ خطرjpg خود که دیشب (16.5.2007) به نشر رسید، به حرف های قهرمان زن این سرزمین (ملالی جویا) در مورد پارلمان تاخت و به زعم خود شان آبروی او را برد!! جویا چندی قبل در یکی از مصاحبه هایش، پارلمان افغانستان را به طویله خانه تشبیه نموده و در مصاحبه ای با تلویزیون طلوع نیز به آن تأکید ورزیده بود. هر چند درین مورد می توان ملالی جویا را به باد انتقاد گرفت، زیرا در طویله خانه حیوانات اهلی نگاهداری می شوند و آن حیوانات نه اینکه به انسان ضرری نمی رسانند، بلکه خدمات قابل توجه زیادی نیز به انسان می نمایند. پس این تشبیه درست نیست، باید به پارلمان افغانستان لقب خانۀ گرگان و درندگان داده شود، البته با معذرت از برخی وکلای شریف و بسیار نجیب مردم فقیر افغانستان. مردم ما به یاد دارند، که اکثریت افراد لمیده در پارلمان آنانی اند که تعدادی از آنان قبل از نکبت هشت ثور، هزاران نفر را در پولیگون پلچرخی سر به نیست کرده و یا در کوه ها و دره ها در جریان جنگ مقاومت ضدروسی به شهادت رساندند و عده ای دیگر آنانی اند که با یورش به کابل، 65000 نفر را به خاک و خون غلتاندند و پایتخت کشور را به تل خاک مبدل نمودند و وقتی نوبت این جمع ریشدار و پکولی به پایان رسید، گرگان دیگری با ریش و لنگی وارد شدند و هزاران دیگر را کشتند و بستند و بر آنان تجاوز نمودند. قانونی رییس خانۀ گرگان و درندگان فقط چند روز قبل اعلان نمود که آنانی که درینجا جمع شده اند، مربوط به حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، طالبان، اتحاد اسلامی و خلقی ها و پرچمی ها اند. آیا این کشور را مگر غیر از این تنظیم های فوق الذکر، افراد دیگری ویران کرده و به خاک و خون نشانده اند؟ آیا اینان در درنده خویی شان صدها هزار نفر را نکشتند؟ لذا اطلاق طویله خانه، ابداً درست و صحیح نیست. من علیه ملالی جویا اقامۀ دعوا می کنم.

زنگ خطر به شکل مذبوحانه تلاش ورزید، که ملالی جویا را ریشخند نماید. این ریشخند قبل از همه به روی گردانندگان برنامه می خورد، زیرا از سویی سواد ندارند و از سوی دیگر خود را در پای تبهکاران ائتلاف شمال و شورای نظار حلال می نمایند. به مسئله سواد شان در پایان خواهم پرداخت. یکی از بیسوادان این جمع می گوید، که این پارلمان، خانۀ ملت است و باید به آن توهین صورت نگیرد. راست می گویی؟! اگر چنین است، "خانۀ ملت" ارزانی خودت باد! برو آن را طوق گردنت بساز و برای تبلیغ آن سینه ات را چاک کن. گردانندۀ برنامه خطاب به ملالی جویا می گوید، که ما ترا بزرگ نمودیم و در آخر با لغت (لگد) به دهن ما زدی! ملالی جویا را مردم قهرمانش به شهرت رساند، زیرا او به دفاع از آنان برخاسته بود. اگر او هم مانند دیگران و مخصوصاً گردانندگان زنگ خطر می خواست "بزرگ" شود، باید ملتش را به تمسخر می گرفت. آقای گرداننده! خودت با توهین به یک ملیت مظلوم این کشور، مدت ها قبل لگدی به دهن ملت حواله نموده بودی. دیگران را در آیینۀ خودت نبین (یادت است که ملیت شریف هزاره را دزد و... خطاب نموده بودی؟) خوب است به گردانندگان فهمانده شود، که "نمایندگانی" که شما از آنان صحبت می کنید، جمعاً چیزی بالاتر از یک ملیون رأی از جمعیت 25 ملیونی کشور را بدست آورده اند!!!

می گویند: شتری کشته شده بود. از بقه ای پرسیدند، این را کی کشته است؟ در جواب گفت: من و مار لالایم. معلوم نیست، چرا اینان خود را در جمع پارلمان حساب می کنند؟ اگر قرار است، بی طرفی حفظ شود، شما را چه به دفاع از پارلمان؟ بگذار مردم در مورد آن قضاوت کنند.

برنامۀ زنگ خطر که به اصطلاح برنامۀ طنزیه(!) است، بیشتر کسانی را به مسخره و تمسخر می گیرد، که نه تفنگ دارند و نه باند آدمکش. در هیچ برنامه ای دیده نشده است، که به مسخره گی و جهالت تنظیم های بنیادگرای حاکم در دولت پرداخته شده باشد. آیا گردانندگان این برنامه، اسماعیل خان و سیاف و ربانی و قانونی و فهیم و خان های دیگر را با گندیدگی و مسخره گی شان ندیده اند؟ چرا آنان را به تمسخر نمی گیرند؟ زیرا می دانند که پرداختن به آنان، سر شان را زیر بالشان خواهد کرد. ورنه مسخره گی شان شهرۀ عالم است و اگر عزیز نسین زنده می بود، به جای پرداختن به مسایل ترکیه، به حماقت و جهالت سرکردگان جهادی و طالبی و دیگران لمیده در پارلمان می پرداخت. خوب است گردانندۀ برنامۀ زنگ خطر (حنیف همگام) جرئت به خرج داده و از مبلغی که شورای نظار و امثالش به بخاطر توهین به ملالی جویا به او پرداخته اند، حرفی به میان بیاورد.

یادداشت: آقای همگام، خوب است، منبعد استیضاح را استهزا نگویی، زیرا خود را به استهزا خواهی گرفت، این دو کاملاً با یکدیگر تفاوت دارد. مسایل جمع مسئله است، اما "مسایل ها" و "مشکلات ها" و "اسنادها" را در برنامۀ بعدی "استهزا" نمایید. آن دیگری که در این برنامه هیچ چیزی برای گفتن ندارد و فقط نقش دلقک خاموش را بازی می کند، نیز وارد گفتگو شد و گفت که پارلمان افغانستان (منظورش ولسی جرگه است) 350 نماینده دارد. پستۀ بی مغز گر لب وا کند، رسوا شود! از بیسوادی ها و بی خبری های دیگر شان می گذرم، زیرا فرصت آن را ندارم.

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(6) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


\"وحشی\" ووژل شو!
[سیاسی]
 

"وحشی" ووژل شو!

څو ورځې وړاندې د طالبانو بې رحم او وحشی مشر ملادادالله jpgد ملی اردو او ناټو په عملیاتو کې ووژل شو. دا د ملادادالله برخلیک و. د هغه انسان برخلیک، چې د نورو د ژوندانه برخلیک یې په چړې ټاکو. ښایی د ملا دادالله مړینه، لږ تر لږه هغه کسان تسکین کړی، چې د کور غړی یې د وحشی دادالله په لاس حلال شوی وو.

خو د هغه مړینه د انسان حلالولو پای نه ده. که نن یو دادالله مړ شو، سبا به هرومرو د دادالله په شان نورو وحشی انسانان د طالبانو په لیکو کې د انسانانو د حلالولو فرمان ورکوی. دا په دې خاطر، چې د طالبانو او نورو ترهګرو اربابان نه غواړی په افغانستان کې تلپاتې سوله راشی او خلک په ارامۍ او خوشحالۍ کې ژوند تیر کړی. کله چې امریکاییانو په عراق کې د الزرقاوی په مړینې د خوشحالۍ جشن ولمانځو، سبا ته یې عراق هماغه عراق و، په عراق کې هیڅ بدلون رانغی او وینو تویولو لا زیات زور واخیست، ځکه یو زرقاوی نه، سل زرقاوی. دا خبره د ملادادالله په هکله هم سمه بریښی، ځکه بهرنی هیوادونه نه غواړی د وژلو لړۍ په افغانستان کې کراره شی، له دې کبله تر څو چې امکان لری، باید د ویرې اچولو او ترهګریز بریدونه او انسان حلالول دوام ومومی، تر څو هغوی خپلو ناوړو موخو ته ورسیږی.

خو دا زړه مې را ته وایی، چې کاش دومره وس او توان دې درلودې، چې د هغه مړی دې یو وار پر سر باندې په تبرګی وهلی وای او یا د هغه مړی دې د سپی په غولو سوځولی وای، تر څو د هغو کسانو د حلالولو قصور ترې اخیستل شوی وای، چې دې وحشی انسان په خپل لاس حلال کړی وو.


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(2) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


روز جهانی کارگر
[اجتماعی]

د کارګرانو نړیواله ورځ دې د نړۍ ټولو ازادو او نه تسلیمیدونکو زیارکښانو ته مبارک وی!

JPEG


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


جشن و پایکوبی بر سر خون مردم
[سیاسی]
 

جشن و پایکوبی بر سر خون مردم

هشتم ثور مصادف است با آمدن گروه های چپاولگر به کابل، قلب افغانستان. این گروه ها که حتی قبل از آمدن به کابل، چهره های خاین و کریه خود را در قتل و آدمکشی و وابستگی به پاکستان، ایران، عربستان و کشورهای دیگر به نمایش گذاشته بودند، با ریختن به کابل، کابلیان را بیش از پیش داغدار نموده و به نام "ملحد" و "کمونیست" به کشتن شان آغاز نمودند. وقتی تنظیم های خاین وارد کابل می شدند، آنانی که از سرشت این تنظیم ها بی خبر بودند، شادی مرگک شده و برای آمدن شان لحظه شماری می کردند. این شادی مرگک شدن و خوشحالی دیری نپایید و هنوز ماه عسل آمدن تنظیم ها به کابل سپری نشده بود که کوچه ها و سرک ها بین تنظیم ها تقسیم شد و جنگ برای تسلط بر مناطق دیگر و بدست آوردن غنایم بیشتر آغاز شد.

دولت پشاوری مجددی و به تعقیب آن ربانی، از محدودۀ ارگ بیرون نرفت. نیروهای احمدشاه مسعود که یکی از طرفین اصلی جنگ و در حاکمیت قرار داشتند،  به امر مسعود، از کوه تلویزیون هر جنبنده ای را به گلوله می بستند. نیروهای مزاری، دوستم، سیاف، گلبدین و مسعود هر کدام برای سرکوب طرف مقابل، از هیچ وسیله ای دریغ نمی نمودند. کابل در ظرف چند روز به ویرانه ای شباهت پیدا نمود که همه آن را به شهرهای بمباران شده ای بعد از جنگ دوم جهانی تشبیه می نمودند. از آسمان و زمین، باران مرمی و راکت و هاوان می بارید. کابلیان در خون فرزندانش غسل تعمید می دیدند. کابل به فرمان باداران پاکستانی این تنظیم ها می سوخت و "رهبران" بی توجه به این همه خونریزی و چور و چپاول، همچنان سرگرم زدوخورد بودند، بیش از 65000 کابلی را کشتند، بر زنان و دختران و پسران تجاوز نمودند، گوش و بینی مردم را بریدند و بر فرق شان میخ کوبیدند، کابلیان را در کانتینرها کباب نموده و آنان را به تماشای رقص بسمل نشاندند و ده ها جنایت دیگر. مردم با دیدن این همه جنایت، هفت ثوری ها را فراموش نموده و شعار می دادند که: "هفت خر تان را بگیرید و یک گاو ما را پس بدهید".

وقتی کابل به تل خاک مبدل شد، آنانی که مسببین اصلی چنین حالتی بودند، بار دیگر یکدیگر را در آغوش گرفتند و فتوا دادند که برای اسلام و جهاد رزمیده اند!! آنان چون از سرشت بنیادگرایی بودند، در مقابل یکدیگر از "مروت" و "جوانمردی" کار می گرفتند و تنها در مقابل مردم، خوی و خواص حیوانی پیدا می کردند. این همه خون ریخته شده و قتل و غارت و بی ناموسی، چرت رهبران تنظیم ها را خراب نکرد و زمانی که طالبان برای تِخ کردن شان به کابل هجوم آوردند، دو پا داشتند و دو پای دیگر قرض نموده و به پنجشیر فرار نمودند.

و زمانی که دوباره با کمک و در پناه بی 52 به کابل یورش آوردند، در پست های حساس و کلیدی دولت جابجا شدند و چهار سال خون و جنایت (1371-1375) را در خاطره های مردم زنده کردند و برای اینکه جنایت های شان را از اذهان مردم زدوده باشند، هشتم ثور را به عنوان "جشن پیروزی جهاد" نامگذاری نمودند و برای این کار همه ساله ملیون ها دالر را خرج مصارف جشن می نمایند و با چشمان کلوخی و وجدان های یخزده به نظاره ویرانی هایی می نشینند که خود عامل آن بوده اند. رهبران تنظیم های هشت ثوری چنان بی چشم و حقیر اند که برای رسیدن به پست و چوکی حاضر به هر نوع معامله و پستی اند.

این روز که جز تباهی زیربناهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی وغیره و کشتن انسان های بی گناه، ارمغانی نداشته است، تنها از سوی کسانی تجلیل می شود، که به نحوی در ویرانی و چور و چپاول دخیل بوده اند. این روز در تاریخ کشور ما، یک روز نحس و سیاه است و اگر امروز خاینان و قاتلان مردم برای برگزاری آن جشن می گیرند، فردا که خورشید رهایی و بهروزی خلق ما بدمد، خاینان هشت ثوری برای ارتکاب جنایات و ریختن خون، به پای چوبه های دار خواهند رفت.   


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(2) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


په هلمند کې نیش وهل!
[اجتماعی]
 

په هلمند کې نیش وهل!

هلمند د هیواد هغه ولایت دی، چې د نورو ولایتونو په پرتله په کې زیات نشه یی توکی کرل کیږی. د هوا په تودیدلو سره د هلمند ولایت بزګران د نیش وهونکو په لټه کې نورو ولایتونو ته ځی، تر څو نیش وهونکی پیدا کړی. نیش وهل هغه عمل دی، چې کله د تریاکو غوزې پخې شی، JPEGد تریاکو د شیرې د راویستلو لپاره باید هغه پر کوچنیو چړو پرې شی، تر څو شیره راووځی. همدې عمل ته هلمندیان، نیش وهل وایی. هر نیش وهونکی هره ورځ له 500 څخه تر 1500 پورې افغانۍ عاید لری.

زما ملګری او د پوهنتون همنصفی چې د هلمند اوسیدونکی دی، څو ورځې وړاندې هلته تللی و. هغه هم له جلال اباد څخه له ځان سره څو تنه نیش ګران بیولی وو. د هلمند زیاتره ولسوالۍ او سیمې د طالبانو لخوا کنټرول کیږی او هلته د هغوی واکمنی چلیږی. ملګری مې کیسه کوله، کله چې د نیش وهلو فصل پیل شی، د طالبانو او دولتی چارواکو تر منځ ډزبندی وی. هیڅوک حق نه لری، په یو بل باندې برید وکړی. په یوې کروندې کې که طالبان نیش وهی، په بلې کې دولتی کسان په نیش وهلو بوخت وی. دوی له یوه بل سره کیسې کوی، خبرې کوی او یوه بل ته وایی، کله چې د نیش وهلو وخت پای ته ورسید، بیا به سره خپل زور معلوموو.

له ملګری څخه مې وپوښتل، ایا تا په خپلو سترګو دا کار ولید، که له نورو خلکو څخه دې واوریدل؟ هغه راته وویل، ګرانه! طالبان او دولتی کسان نه یوازې د نیش وهلو پر مهال له یوه بل سره کیسې او خبرې کوی، بلکې د ډوډۍ خوړلو پر مهال هم پر یوه دسترخوان کښینی او یو بل سره خبرې کوی.

جالبه دا ده، چې په همدې تیرو دوو ورځو کې ائتلافی ځواکونو هم په هلمند کې د سیمه ییزو راډیوګانو له لارې یوه خبرتیا خپره کړې ده، چې هغوی د کرونده ګرو د تریاکو د کښتونو د اړولو نیت نه لری، ځکه دا د خلکو لپاره د عاید لویه سرچینه ده.

دا کارونه په داسې وخت کې تر سره کیږی، چې هلمند د افغانستان تر ټولو ناآرام ولایت ګڼل کیږی او د هغوی مشر دادالله په ډاګه اعلانوی، چې هغه په هلمند کې اوسیږی او دولتی کسان دې راشی او خپل زور دې ورسره په هلمند کې معلوم کړی!!


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


کدام عفت کلام؟!
[اجتماعی]
 

کدام عفت کلام؟!

در جامعۀ به اصطلاح مدنی مد شده است که هر خیانت و جنایت را زیر نام "عفت کلام" زیر بزنند و فرد یا افرادی که خیانت و جنایت و ده ها مورد تخطی دیگر از حقوق بشر را با کلمات تند برملا می سازند، از سوی خبرنگاران و میدیای جامعۀ مدنی مورد عتاب قرار بگیرند و به رعایت نکردن عفت کلام و قلم متهم شوند. در چنین جامعه ای صحبت از حقیقت و قیام کردن علیه بی عدالتی و ظلم و طرد نمودن جنایتکاران، کاری خلاف عفت کلام می باشد و تا زمانی که خود مورد تعدی و ظلم و یا تهدید قرار نگرفته اند، پابند "عفت کلام" اند و هر گاه تیر به خود شان اصابت نماید، "عفت کلام" فراموش می شود.

چند روزی می شود که تلویزیون خصوصی طلوع با لوی څارنوال کشور درافتاده است. در این چند روز همه شاهد استفادۀ کلمات رکیک و خلاف "عفت کلام" از سوی دو طرف بوده اند. نمایندگان تلویزیون طلوع هم از کلمات تند و خلاف نورم های "ژورنالیزم" علیه لوی څارنوال و کارکردهایش کار گرفت و لوی څارنوال هم که شهرۀ عالم است و نیازی به معرفی ندارد.

معلوم نیست، چرا تلویزیون طلوع و مشاور حقوقی آن یک بار هم که شده، کارکردهای جنایتکاران جهادی و طالبی را با کلماتی چون: "حملۀ وحشیانه"، "بربریت"، "زنگی های مست"، "دشمنان دموکراسی" وغیره خطاب نکرد؟ اگر در مورد کارنامه های جهادی ها و طالبان با کلمات تند صحبت کنی، فوراً محکوم به رعایت نکردن "عفت کلام" می شوی و یا اینکه تلویزیون حق ندارد، کلمات تند را در جریان مصاحبه ها و یا گزارش هایش به کار بگیرد. اما دیده شد که این به کار نگرفتن تنها زمانی معنی می یابد که مردم مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشند. وقتی تلویزیون طلوع به امر دیوانه ای از سوی پولیس مورد "یورش" قرار گرفت، "عفت کلام" پشت کلاهش رفت و زمینه را برای سوءاستفاده های عده ای مساعد ساخت، تا آب را گل آلود نموده و ماهی مراد خود را از آن بگیرند. من نمی گویم، تلویزیون طلوع حق نداشت که از کلمات بالا کار بگیرد. بحث بر سر اینست که چرا در مورد جنایتکاران جهادی و طالبی از این کلمات کار گرفته نمی شود؟ جواب همین خواهد بود، که در آنصورت "عفت کلام" زیر پا می شود!!!

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(3) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox