[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

  عشق و آزادی
سیاسی، اجتماعی، فرهنگی

[وبلاگ راهنما]
[وبلاگ طرفداران]

 

دسته بندی مطالب

 

لینکستان

 

نظر سنجی

 

آرشیو وبلاگ

 

نویسندگان

 

تابلو نظرات

 

آمار وبلاگ

امروز:90
دیروز:227
این ماه:689
امسال:17822
کل بازیدها:73504

کل پستها:139
کل لینکها:26
کل نظر سنجیها:1
کل لوگوها:1
 

لوگوهای وبلاگ

جهان سرمایه باید نابود شود

 

طراح قالب


 
بشر دوست، دوست بشر!
[اجتماعی]

 

بشر دوست، دوست بشر!

 

اولین وزیر شجاعی که تن به سازش و مصلحت نداد و درب بیش از 2000 انجو را به دلیل ناکارگی، بی عرضگی و حیف و میل پول های کمک شده بست، آقای بشر دوست بود. داکتر رمضان بشر دوست از آن وکلای نجیب و شریف مردم افغانستان است که همواره به علت انتقاد کردن از کارهای دولتِ غرق در فساد کرزی و دیگر خاینان به ملت مشهور است. آن وزیر شجاع در مقابل چپاولگرانِ دارایی های مردم ایستاد و از پست اش کناره گیری کرد و بعد به خاطر محبوبیتی که به خاطر این کار میان مردم بدست آورده بود، با رأی چشمگیر مردم کابل به ولسی جرگه راه یافت.

آقای بشر دوست طی مصاحبه ای با برنامۀ حقیقت تلویزیون آریانا در رابطه با گشایش سومین سال تقنینی پارلمان افغانستان به نکتۀ جالب به شکل ظریفی اشاره کرد: وقتی آقای کرزی سخنرانی کرد و گفت که در افغانستان به این تعداد مکتب و شفاخانه و کلنیک و سرک و برق و بند و فلان و بستان ساخته شده است، من می خواستم از آقای کرزی بپرسم که شما همین آدرس افغانستان را به ما بدهید که ما برویم در آنجا زندگی کنیم، افغانستان خو جای بسیار خوب است، در آنجا اینقدر چیزها ساخته شده است (و ما خبر نداریم)!!! قانونی هم در جریان سخنرانی خود از موفقیت های پارلمان افغانستان یادآوری کرد. من می خواستم از او پرسان کنم که این پارلمان در کجاست؟ به ما هم جایش را نشان بدهید که برویم آنجا کار کنیم!!!

و واقعاً که آقای بشر دوست چقدر بجا و دقیق و با ظرافت به این مسئله پاسخ داده است. بابا، اگر این همه کار برای افغانستان شده بود، مردم به هیچصورت با این همه مشکلات دست و پنجه نرم نکرده و افغانستان جای بهتری برای باشندگانش بود و هموطنان ما می توانستند لااقل در آن زندگی کنند!

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


ددان باز هم خرمستی می کنند
[اجتماعی]
 

ددان باز هم خرمستی می کنند!

می گویند کسی که مار در آستین نگاه می کند، روزی حتماً توسط مار گزیده می شود. کرزی و دولتش هم شباهت زیادی به این گفته دارد. او از آوان حکومت داری اش، مارها را در آستینش نگاه کرد و این مارهایی در آستین هر از گاهی او را تهدید به گزیدن می کنند.

جنرال(!) عبدالرشید دوستم درستیزوال قوماندانی قوای مسلح افغانستان از جنایتکارترین چهره های تاریخ افغانستان است که در سفاکی، بی رحمی و خونریز بودنش کسی شک ندارد. او در حالی که نشه بوده، با 50 تن از افراد مسلح غیر قانونی اش به خانۀ اکبر بای (از قوماندانان سابق دوستم) یورش برده و بعد از لت و کوب مفصل، او را به خانۀ خود می آورد. این اختطاف در منطقۀ وزیراکبرخان که به شدت تحت کنترول است، صورت می گیرد و همان شب خانۀ مسکونی دوستم (واقع شیرپور) تحت محاصرۀ پولیس در می آید.

در این اختطاف دو قضیه مهم است: اختطاف و ضرب و شتم توسط درستیزوال قوماندانی قوای مسلح(!) و موجودیت فرهنگی تسلیم طلب و خاین در خانۀ دوستم. همانطوری که در بالا اشاره شد، دوستم و امثالهم از مارهایی اند که در آستین کرزی لانه کرده و با داشتن مصونیت قانونی به اختطاف، قتل، تجاوز، چور و چپاول و غصب دارایی های مردم می پردازند، زندان و نیروی مسلح دارند و هر آن می توانند دولت مرکزی را به چالش بطلبند و یا بر آن فشار وارد کنند. اوباشان دوستم تهدید کرده اند که در صورتی که دولت بخاطر تحت محاصره درآوردن خانۀ دوستم از وی معذرت نخواهد، هشت ولایت شمالی از دولت مرکزی رو خواهد گشتاند. این گفته به روشنی ثابت می سازد که جنگسالاران تا هنوز هم از قدرتی برخوردار اند که می توانند به مقابله با دولت برخیزند (لااقل دوستم و افراد مسلح اش می توانند در شمال افغانستان دردسرهای بزرگی برای دولت بیافرینند).

هشتم جوزای سال گذشته را حتماً همه به یاد دارند که در کمتر از یک ساعت تمام شهر کابل را آشوب فرا گرفت و صدها مغازه و دکان و خانه به فرمان "قانونی" و "فهیم" به آتش کشیده شد و دولت فقط به نقش نظاره گری اش اکتفا کرد. با توجه به اینکه تمامی جنگسالاران بدون استثنا به کشورهای خارجی وابسته اند و ملیون ها دالر را از آن کشورها دریافت می کنند، تهدید شان کماکان ادامه خواهد داشت و چون دولت افغانستان خود وابسته است، کاری از پیش برده نخواهد توانست.

مسئلۀ دوم: لطیف پدرام که ظاهراً فرهنگی و مرد قلم است و خود را به عنوان منتقد درجه یک دولت افغانستان نشان می دهد، نیز در مسئلۀ اختطاف دخیل و در خانۀ دوستم حضور داشت. هرچند عدۀ زیادی شخصیت حقیر او را می شناختند، اما در قضیۀ اختطاف اکبر بای، مُلی از زیر پلو برآمد. پدرام با انتقاد از دولت و دوستی با جنایتکارترین جنگسالار چه را می خواهد ثابت کند، جز پستی غلتیدن به پای جنایت و توهین بزرگ به فرهنگ و قلم. هر چند قلم او همواره در خدمت خاینان به مردم بوده است (از هفت ثوری ها گرفته تا هشت ثوری ها) و انتقادات او از دولت هم هیچگاهی به این منظور نبوده است که گویا نظام خراب است، بلکه به این خاطر که چرا به او حق داده نشده است. نمی دانم حامیان این "فرهنگی" از این عمل و همدست شدنش با دوستم چطور دفاع خواهند کرد؟

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


طالبان د کابل په دروازې کې
[سیاسی]
 

طالبان د کابل په دروازې کې

په داسې حال کې چې د امریکا متحد ایالتونه افغانستان ته 3500 تازه دمه سرتیری رالیږی او له نورو هیوادونو څخه هم غواړی چې لا نور سرتیری راولیږی، طالبان د هرې ورځ په تیریدو سره خپلې لیکې منظموی او زیاتې سیمې تر خپل کنترول لاندې راولی.

بی بی سی په خپل نوی رپوټ کې لیکلی دی چې طالبان اوس jpgد وردګو په زیاترو سیمو کې په آزادانه توګه فعالیت کوی او خلک له هغوی څخه د خپلو ستونزو او شخړو د حل لپاره مشورې غواړی. دا هغه طالبان دی چې شپږکاله مخکې خلکو د هغوی د نومونو په اوریدلو سره کانګې کولې، خو نن یو وار هغوی ته مخ اړوی ورڅخه ملاتړ کوی؛ دا هغه له منځه تللی طالبان دی چې یو وار بیا پیاوړی شوی او ان د کابل دروازې ته رارسیدلی دی. د طالبانو دا پرمختګ که له یوه پلوه د امریکا د متحدو ایالتونو او نړیوالې ټولنې د غلطو او خاینانه سیاستونو پایله ده، له بل پلوه د افغانستان دولت د واکمنانو بې کچه خیانت او په دولتی ادارو کې د فساد او درغلیو څرګندونه کوی.

خلک اوس په ښه توګه پوهیږی چې کوم شنه او سره باغونه چې امریکایی یرغلګرو د تیری پر مهال افغانانو ته ښودلی وو، خپل تیری ته د مشروعیت وربخښلو لپاره و. اوس نور هغه سره او شنه باغونه نه، بلکې د سرو وینې ویالې بهیږی. کله چې کابل د هیواد زړه له ناامنۍ څخه وکړیږی، نو د لیرو پرتو سیمو وضعیت او امنیتی حالت خو له ورایه روښانه دی. او هماغه خبره سمه ده چی: افغانستان له لاسه وتلی دی. که امریکا د 3500 تازه دمو سرتیرو پر ځای 35000 تازه دم سرتیری هم راولی، امنیت به ښه نشی، ځکه خلک له لوږې سره مخامخ دی او لوږه د ناامنۍ مور ده.

  


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


\"قلب ها همه سنگ\"
[اجتماعی]
 

"قلب ها همه سنگ"

ملیاردها دالر جامعۀ جهانی و فروش جگرگوشه ها؟! قابل باور نیست، اما واقعیت دارد. یک هفته قبل مادری جگرگوشه اش را در هرات در بدل 2000 افغانی فروخت و...

و هنوز هفته ای نگذشته است که خانواده ای در کندز تکۀ قلبش را به 500 افغانی به فروش رساند. فروش دلبندان قلب های منجمد را بیدار می کند، اما قلب های حاکمان و دولتمردان کشور ما را نه. تو گویی قلب های همه از سنگ و کلوخ ساخته شده است که نه عاطفه ای دارد و نه احساسی. اینان شاید اصلاً قلبی ندارند که بیدار شود، اینان یک پارچه سنگ و کلوخ و چوب اند و تنها بلدند بقاپند و بدزدند و "چورپورها" آباد نمایند. می گفتند بی 52 برای همه رفاه و آسایش به ارمغان می آورد و بساط فقر و تنگدستی را بر می چیند و مردم را از زیر بار ظلم و تعدی رهایی می بخشد!

این فروش جگرگوشه ها فقط همان سال های خون و خیانت جهادی ها در کابل را به یاد می آورد که خانواده ها به علت فقر و نداشتن حتی غذای روزمره مجبور به فروش دلبندان شان شده بودند. شاید از اولین تحفه های بی 52 و کاکاسام در کنار نصب دوبارۀ ائتلاف شمال و تبهکاران دینی و غیردینی برای کشور ما همین فروش جگرگوشه هاست.

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(2) [بالای صفحه] [فید این نوشته]


شیخ آصف محسنی اعتراف می کند!
[سیاسی]
 

شیخ آصف محسنی اعتراف می کند!

 

شیخ آصف محسنی به تاریخ پنجم جدی سال روان در جریان وعظ هایش در تلویزیون خود (تمدن) در مورد سال های خون و خیانت (1371 تا 1375) و قبل از آن، چنین اعتراف کرد: این ها را باید اقرار کنیم، جنگ های داخلی ضربۀ بسیار بزرگ بود. ما امکانات را علیه روس ها به کار نبردیم که علیه خود به کار بردیم، مجاهدین در بین جنگ ها آن قدر مصرف کردند که از اندازه خارج بود....، احزاب پیشروی نمی توانستند چون می ترسیدند که احزاب دیگر جای شان را نگیرد، جنگ های داخلی در تاریخ جهاد افغانستان لکۀ سیاه بزرگ بود و...

اعتراف جانانه از یکی از جنایتکاران و خاینان تاریخ افغانستان. jpgاو با این اقرارش می پذیرد که تنظیم ها در قبال مخصوصاً جنایات دهۀ هفتاد مسوول اند. وقتی به کارنامۀ "مجاهدین" پرداخته می شود، تنها به جنایات مجاهدین در جنگ های تباهکن دهۀ هفتاد خورشیدی اشاره می شود، درحالی که این رهبر جهادی (محسنی) به وضاحت بیان داشته است که مجاهدین امکانات را علیه روس ها به کار نبرده، بلکه علیه خود به کار بردند و احزاب از ترس یورش احزاب دیگر پیشروی نمی توانستند... این حرف ها به خوبی نشان می دهد که کارنامه های تنظیم های جهادی از آوان مقاومت علیه اشغالگران شوروی سیاه و تاریک نوشته شده است و این تنظیم های خاین جهادی نبودند که در مقابل متجاوزان به مادر میهن ایستادگی نمودند، بلکه تهیدست ترین و فقیرترین افراد جامعه بودند که نه دالر داشتند، نه تومان و نه کلدار. جنگ های تباهکن میان جمعیت و حزب اسلامی و وحدت و حرکت و تنظیم های دیگر را حتماً همه به یاد دارند.

شیخ آصف محسنی با خرج بیش از سیزده ملیون دالر، مدرسۀ خاتم النبین را برای تولید القاعده در غرب کابل اعمار نموده است و برای اینکه حساب و کتاب پول های بادآورده و افسانوی را پاک نموده باشد، با گستاخی تمام اعلام نموده است که این پول ها از دوران جهاد نزدش باقی مانده بود! خوب، می پذیریم. تلویزیون تمدن را کی برایش با ملیون ها دالر دیگر به راه انداخته است؟ نکند این همه پول برای تطبیق شریعت غرای محمدی و ترویج و تبلیغ ولایت فقیه از آسمان با دست فرشتگان بصورت چک برایش فرستاده می شود؟ وقتی ضعیف ترین و کم حمایت ترین تنظیم جهادی که همواره مورد کم مهری دولت ایران قرار داشت، این همه پول داشته باشد، مقدار پول های تنظیم های دیگر را تصور کنید.

آقای محسنی! اعتراف تان بالای چشم ها، اما واضح نساخته اید که کی ها باید بخاطر قتل، بی ناموسی، تجاوز، چور و چپاول، ویرانی، میخ بر سر کوبیدن، گوش و بینی بریدن، رقص بسمل، در کانتینرها کباب کردن، ادرار خوراندن، چشم کشیدن، سینه بریدن، به تماشای ولادت ها نشستن و ده ها جنایت دیگر محاکمه شوند؟ کی ها باید حساب پول های بادآورده را پس بدهند؟ کی ها باید بخاطر ویرانی شهر کابل به پای میز محاکمه کشانده شوند؟ کی ها باید قاتلان 65 هزار کابلی شمرده شوند؟ تنها با اقرار نمی شود وجدان خود را راحت نمود، باید حساب پس داد. و تا زمانی که تمامی جنایتکاران و به ویژه تنظیم های خاین جهادی که زیر نام استفاده از مقدسات مردم به سلاخی مردم پرداخته اند، به جزای اعمال شان نرسند، مردم یخن شان را رها نخواهند کرد.

 


امتیاز شما به این مطلب

از قلب شما گفته شده(0) [بالای صفحه] [فید این نوشته]



 
This Weblog's theme [Love is blue] Designed by Mahdi Yousefi for ParsiBox