سیاف از خدا زیاد می ترسد یا از بی 52 ؟
دیشب تلویزیون خصوصی لمر، مصاحبه ای داشت با یکی از سران جنایتکار جهادی به اسم عبدالرب رسول سیاف که نماینده در پارلمان کذایی افغانستان است،. او در ابتدا حاکم به نظر می رسید، اما وقتی صحبت به جنایتکاران و محاکمۀ شان رسید، به تته پته افتاد، وارش خطا شد و به خواندن آیات متوسل شد. از آنجایی که این ریاکاران دین همه چیز را از زیر عینک فریبکاری دینی می بینند، به این لحاظ اظهار نمود که فهم قانون اساسی به فهم دین ضرورت دارد (همان قانون اساسی ایکه غربی ها(!) برایش ساخته اند). مصاحبه بسیار جالب بود و خوب است به قسمت هایی از آن اشاره نمایم.
امر خدا است که اگر مسلمانان با هم درگیر شدند، شما بین آنها صلح بکنید، خداوند از ما می خواهد. این جنایتکاران متجاوز به ناموس مردم چرا در آن سال هایی که خون می ریختند، بین خود صلح نکردند؟ آیا در آن وقت خداواند از ایشان تقاضای صلح ننمود؟ وقتی مردم در آتش جنگ های خاینانه می سوختند، امر خداوند کجا بود؟
جنگ را دیگران دامن زدند و هنوز هم خواهان جور آمد بین ما نیستند (ما خر بودیم و دیگران ما را سوار شدند) اما بلافاصله متوجه می شود و می گوید: ما آنقدر گنس و گول نبودیم که دیگران از ما استفاده کنند!
کسانی که این فیصله را رد می کنند، سر این ملت دل شان یخ نکرده است، باز می خواهند این ملت به خاک و خون بغلتد. این ملت که یک بار بدست گرگان جهادی به خاک و خون غلتید، این کدام افراد اند (جز ویرانگران سه دهۀ اخیر) که دل شان به این ملت یخ نکرده است؟
یک تعداد مردم اجیر و مزدور می خواهند بر ضد اسلام فعالیت کنند. مرحبا! مزدوری و کاسه لیسی تمامی تنظیم های بنیادگرای جهادی بر هیچکس پوشیده نیست. از مزدوری به آی اس آی گرفته تا عربستان سعودی، سی آی ای، ایران، تاجکستان، امارات و کشورهای دیگر. عکس های یادگاری این خاینان تا هنوز هم وجود دارد و حال این چشم پاره برای برائت خود، دیگران را متهم به مزدوری می نماید.
این گروه ها بین خود صلح کردند، مردم غیر به خطا در جنگ کشته شدند. یعنی کشته شدن انسان های بی گناه به نعل بوت شان. یعنی اینکه ما خو بین خود به تفاهم و آشتی رسیده ایم، لعنت بر پدر تمامی کسانی که کشته شده اند، خانه های شان ویران شده است، بیوه و یتیم شده اند. یعنی اینکه ما خو به ملیاردها دالر پول و سرمایه رسیده ایم، گور پدر تمام ملت و مردم!
من پیش ملت یک مجاهد هستم و گروهی را رهبری کردم. تو در نزد ملت یک جنایتکار و قاتل هزاران انسان بی گناه هستی، تو یک جاسوس حلقه به گوش آی اس
آی، عربستان سعودی و سی آی ای هستی. بلی تو همان گروهی را رهبری کردی که این ملت را به روز سیاه نشاند، همان گروهی که دختران افغان را پیش پای عرب های بی ناموس تر از خودت انداخت، همان گروهی که خون مردم مظلوم هزاره را مباح می دانست و هر هزاره را به نام حزب جنایتکار وحدت، سر می برید، همان حزبی که اکنون هم زمین های مردم پغمان را قبضه نموده است، همان حزبی که زیر رهبری اسامه بن لادن و جنایتکاران دیگر عرب بزرگ شد و رشد نمود.
وقتی از زندان برآمدم، یک عصا چوب در دستم نبود. به این می گویند اعتراف جانانه. اما این ملیون ها دالر، آرگاه و بارگاه، نوکر و چاکر و موتر و زمین را از کجا کرد؟ آیا خدا از آسمان بر سرت بارید؟ مردم می گویند: از کجا کرد این سیم و زرش/ یا که خود دزد بود یا پدرش.
وقتی از سیاف پرسیده شد که چرا در آن وقت مانع از جنگ نشدید، در جواب گفت: تنها خدا است که هر چیزی را بخواهد کرده می تواند. به تعبیر سیاف، پس این خدا بود که جنگ ها را در کابل شعله ور نمود، خانه های مردم را ویران کرد، زنان را بی سرپرست و کودکان را آواره نمود، بر فرق مردم میخ می کوبید، آنان را زنده زنده در کانتینرها کباب نمود، بر عفت زنان تجاوز نمود، نه تنظیم های خاین و دست پروردۀ بیگانگان؟!
پارلمان از قاطبۀ مردم نمایندگی می کند. کدام پارلمان؟
پارلمانی که اکثریت شان به زور تفنگ و پول به آن راه یافته اند؟ پارلمانی که اکثریت وکلای آن همین اکنون هم بر گرده ی مردم سوار اند و بر آنان تجاوز می کنند؟ پارلمانی که جنایتکارترین انسان های تاریخ بشر بر کرسی های آن لمیده اند؟ پارلمانی که نمایندگان آن در فکر پر کردن جیب های خود و دزدی دارایی های مردم اند؟
من تنها از خدا می ترسم. برای یک بار هم که شده، او باید راست بگوید، از خدا زیاد می ترسد یا از بی 52 ؟!
امتیاز شما به این مطلب