امریکا از پناهگاه تروریستان سخن می گوید!
جان نگرو پونته رییس ادارۀ ملی اطلاعات امریکا دهانش را باز کرد و حقایقی را که باید مدتها قبل اظهار می داشت، اظهار نمود. او گفته است، پاکستان به پناهگاه امن برای تروریستان القاعده و طالبان مبدل شده است و این تروریستان از همانجا به عملیات شان در کشورهای دیگر ادامه می دهند.
اگر به گذشتۀ تاریخی پاکستان نظر بیافکنیم، این کشور محض به نام مذهب ایجاد گردید و از همان ابتدا نامش با بنیادگرایی گره خورده است. جنگ سرد باعث شد تا پاکستان بیش از پیش در منگنۀ بنیادگرایی گرفتار شود و به پایگاه آموزش تروریستان از سراسر جهان مبدل شود. کشورهای امپریالیستی جهان و در رأس آن امریکا، ملیاردها دالر را به پاکستان سرازیر نمودند، تا جلو پیشروی اتحاد شوروی را بگیرند.
هزاران تروریست در کمپ های تروریستی پاکستان آموزش دیدند و به هر جایی که به آنان نیاز دیده می شد، فرستاده شدند.
اولین کشوری که از سوی تروریستان بنیادگرا گزیده شد، افغانستان بود. جنگ با اتحاد شوروی سرآغاز این فاجعه بود. هزاران تروریست به سوی پاکستان رو آوردند تا در جنگ علیه اتحاد شوروی در صف «مجاهدین» قرار گیرند. پاکستان تا توانست از آنان به مثابۀ گاو شیری استفاده کرد و کشورش را با اسلحه ایکه به «مجاهدین» فرستاده می شد، تا دندان مسلح نمود. امریکا و کشورهای امپریالیستی دیگر هم به هدف شان که شکست اتحاد شوروی بود، رسیدند.
بعد از شکست اتحاد شوروی و سقوط دولت دست نشاندۀ آن، تنظیم های جهادی ایکه در پاکستان و ایران پرورده شده بودند، به کابل داخل شدند و با خرمستی های شان، پایتخت را به ویرانه مبدل ساختند و حمام خون به راه انداختند. بیش از 65 هزار انسان در جریان سگ جنگی های تنظیم ها به خاک و خون غلتیدند. تاریخ از دیدن آن همه جنایات، انگشت حیرت به دهن گرفت و هلاکو و چنگیز عرق شرم از چهره پاک کردند و هتلر با دیدن رقص بسمل، به هولوکاستش خندید... پاکستان و کشورهای دیگر آتش بیار این معرکه بودند.
امریکا دیگر هراسی از اتحاد شوروی نداشت، اتحاد شوروی از نقشۀ کرۀ زمین برداشته شده بود و جهان به سوی یک قطبی شدن می رفت. خرمستی های جهادیان در کابل، مردم را چنان به ستوه آورده بودند که بر پدر دولت دست نشانده رحمت می فرستادند. در چنین اوضاع و احوالی، حیوانات انسان نمای دیگری به اسم طالبان به روی صحنه آورده شدند و کابل که قبل از آن به فرمان جنرال اختر عبدالرحمن پاکستانی در خون فرزندانش سوخته بود، یکبار دیگر سم طالبان را بر سینه اش احساس کرد. این بار پلان شده بود تا تمام کشور به لانۀ تروریستان مبدل شود و برای پیاده کرده اهداف امریکا و متحدانش نابود شود. طالبان که تحت حمایت مستقیم آی اس آی پاکستان، وارد افغانستان شدند، جز به اهداف پاکستان به چیز دیگری نمی اندیشیدند. امریکا نیز کاری به طالبان نداشت، تا اینکه «موهبت» یازدهم سپتامبر پیش آمد و جهان به یکبارگی به سوی افغانستان دست دراز کرد.
پاکستان یک بار دیگر شیرغلت زد و متحد امریکا در مبارزه با تروریزم پنداشته شد. با آنکه هیچگاه در این مبارزه از خود صداقت نشان نداد و کماکان به تربیه و تمویل تروریستان القاعده و طالبان پرداخت، اما امریکا و متحدانش هیچگاه از آن رو گردان نشدند و همیشه از مبارزۀ پاکستان علیه ترویزم توصیف و تمجید به عمل آوردند.
این اولین بار است که یک مقام بلندرتبۀ امریکایی دهانش را باز می کند و بر پاکستان می تازد . این کار تا حدودی می تواند، ادعاهای دولت افغانستان مبنی بر تمویل و تربیۀ طالبان و جا دادن به تروریستان القاعده را به کرسی بنشاند، اما از آن جاییکه دولت امریکا و متحدانش در مبارزه علیه تروریزم صداقت ندارند (چون خود خالق ترویزم اند)، این گفته ها نیز دردی را دوا نمی کند و فقط به گله گزاری ای می ماند که عاشق از معشوقش می کند.
امتیاز شما به این مطلب