قانونی و ربانی در فاتحۀ مرگ کاظمی!

قانونی به ربانی چه می گوید؟ چرا چشمان ربانی چنین از حدقه برآمده است؟
قانونی: خوب شد که ما ده ایش نبودیم، اگه نی مثل کاظمی سوراخ سوراخ می شدیم!
ربانی: آ به خدا! زیاد بالا بالا می پرید!
قانونی: استاد، حالی چیزی نگو! خپِ ته بگی!
ربانی: مگم مه ازی می ترسم که ما ره هم به کدام بانه جایی روان نکنن و به سرنوشت او دچار نکنن!
قانونی: استاد، تو راست می گی! ما باید هوشیار باشیم...
ربانی: اگه هوشیار نباشیم، ما ره هم یک روز می پرانن... مگم خوب شد که کسی از مرگ او شصت بچۀ مکتب یاد نکد، اگه نی بیاب می شدیم... کلگی از ما بدتر کاظمی ره قهرمان ساختن... همی به فایدۀ ماس...
قانونی: بلا ده پس ازونا هم، ما ره چی به اونا، اولاد غریب بود، بان که کشته می شدن... ما و شما باید گپه خوب داغ نگاه کنیم که دیگه هم امتیاز بگیریم، اگه نی ما چی پروای او ره داریم، آمر صاحب که کشته شد، بلا ده پس کاظمی هم...
ربانی: ای یک زنگ خطر بری کلگی ما و شماس! او وخت باز موتر ضد گلوله هم کار نخاد داد!
قانونی: مه می فامم، مگم حالی خو خوب شد که به خیر تیر شد!
امتیاز شما به این مطلب