آقای میرهزار نه!
از چندی بدینسو که آقای میرهزار با راوا درافتاده است، هر کدام به نحوی تلاش دارند تا خود را برحق جلوه دهند. اینکه کی برحق و کی ناحق است، تاریخ قضاوت خواهد کرد، اما هر دو طرف چنان بر سر و کلۀ یکدیگر می زنند که فکر می کنی، مشکل افغانستان به حل مسئله بین دو طرف بستگی دارد.
نوشته های هر دو طرف در مواردی قابل مکث اند، اما موضوع بحث را آن نوشته ها تشکیل نمی دهد. بحث بر سر آوردن تیتری در نوشتۀ آقای میرهزار است. راوا در جواب به میرهزار، از نوشته هایی که گویا برایش رسیده و عنوان های آن فلان و بستان بود، یادآوری کرده و در جواب، میرهزار نیز با شیوۀ راوا عمل نموده و در یادداشت هایی که گویا برایش رسیده، از جمله عنوانی بدین شرح را درج نموده است: "دختران پشتون توسط راوا حراج می شوند"! باید بگویم که من هزار درصد معتقدم که چنین نوشته ای وجود ندارد، اما میرهزار برای اینکه به شیوۀ راوا جواب داده باشد، به چنین ناشی گری و سبکسری دست زده است. در نوشتۀ میرهزار تیتری دیگری وجود دارد: "روسپیگری راوا". شاید عده ای بگویند هر دو یک معنی می دهد، اما نه. یک معنی نمی دهد. در تیتر اول مسئلۀ ملیتی برجستگی پیدا می کند، ورنه می توانست بنویسد: "دختران توسط راوا حراج می شوند". در مورد صحت و سقم هر دو تیتر فقط همینقدر گفته می توانم که حراج دختران فقط از وطنفروشان خلقی، پرچمی، تنظیم های جهادی، طالبان و تکنوکرات های "بشقاب شوی" ساخته است و بس.
آقای میرهزار! شما حق ندارید که در جنگ لفظی تان با راوا به دخترانی توهین نمایید که بهترین لحظات زندگی شان را وقف مبارزه برای رهایی زنان کرده اند، دخترانی که می توانستند مانند ملیون ها دختر دیگر وطن بدون اینکه برای خود دردسری ایجاد کنند، به زندگی شخصی خود برسند، ولی بر همه تف انداخته و در کشوری بنیادگرا زده و مذهب زده ای چون افغانستان به جنگ سیاهی رفتند -اینکه راوا در حال حاضر چه می کند، بحث جداگانه است-، اما فراموش کردن رشادت بی نظیر دختران راوا در افشای جنایتکاران افغانستان فقط به سبکسری روشنفکرانه ارتباط می گیرد.
آقای میرهزار، خوب بود قبل از اینکه چنین چیزی را بنویسید، یک بار به این مسئله توجه می کردید که راوا تنها "رهبران" نه بلکه اعضایش را نیز شامل می شود. همانطوری که در برخورد با خلقی ها، پرچمی ها، جهادیان و طالبان فقط به رهبری آن باید برخورد شود، نه به صفوف عادی آن، راوا نیز از این قاعده مستثنی نیست. آوردن تیتر "دختران پشتون..." شاید قبل از همه به مرض مهلک قوم و قبیله گرایی ارتباط داشته باشد. کسی که ادعای روشنگری می کند، به هیچ عنوان و هیچ قیمتی -ولو چنین نوشته ای وجود داشته بوده باشد- به چنین حماقتی (با معذرت) دست نمی زند که تبر حریف را دسته کند. از اینها گذشته، چند فامیل هزاره و غیر پشتون را می خواهید که همین حالا برای تان آدرس بدهم که خود شان و دختران شان با راوا کار می کنند؟ برجسته کردن تنها "دختران پشتون" به هر عنوانی که بوده باشد، قبل از همه بوی بد قوم گرایی از آن به مشام می رسد. همانطوری که به خود حق نمی دهم به هیچکدام از اقوام ساکن و خارج از افغانستان توهین کنم، به هیچ کسی هم اجازه نمی دهم به توهین ملیت ها و یا اقوام دیگر بپردازد؛ خواه هزاره باشد، پشتون، تاجک یا ازبک.... وقتی تلویزیون طلوع در برنامۀ زنگ خطر به پنجابی ها توهین می کند و یا پاکستانی ها را با تحقیر دالخور می نامد، احساس شرم و انزجار می کنم، برای اینکه ما با پنجابی ها یا پاکستانی ها در مجموع مشکلی نداریم؛ مشکل ما با دولت پاکستان است، نه مردم آن که از تهیدستی دال می خورند. عین قضیه در مورد میرهزار نیز صادق است. مشکل اگر با راوا است، با راوا برخورد شود، نه با "دختران پشتون". اگر میرهزار برای آوردن چنین تیتری، توجیهی داشته باشد، خوب است قضیه را روشن نماید.
آنانی که خود را در نقاب ملیت و قوم می پوشانند، هیچگاه نمی توانند روشنگری کنند و فکر فراقومی و فراملیتی داشته باشند. آگاهی بسیار ناچیز سیاسی به یک انسان می فهماند که از آوردن چنین تیتری صرف نظر کند. اما آقای میرهزار در جواب دادن به تیترهای راوا در مورد خودش چنان احساساتی شده که اصلاً به این مسئله توجه ننموده است. باری، وقتی انسان فکر می کند مورد تهاجم بیجا و اتهامات قرار گرفته است، باید با خونسردی تمام به مسئله برخورد نماید تا ناآگاهانه گپ دیگری بر خودش چپه نشود. این از اساسی ترین مبادی روشنفکری است.
و یک حرف برای راوا: راستی که بقه، آسمان را به اندازۀ سر چاه می بیند. "کرمکی" ها برایش گفته بودند؟ متأسفم.
امتیاز شما به این مطلب